محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

327

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

با پاسخى كه موسى بدانان داد كه « آيا جز خداوند را خداى شما بپسندم » « 1 » هماهنگ نيست . همچنين اين سخن ناهمگون است با اين حديث از پيامبر ( ص ) از زبان « ابى واقد ليثى » ، يكى از ياران آن حضرت كه : « روزى پيش از جنگ حنين همراه پيامبر ( ص ) بيرون رفتيم ، در راه به درخت كنارى رسيديم ، گفتم اى پيامبر ، اين درخت را سلاح‌آويز ما ساز ، و كافران را رسم بود كه سلاح خويش را به درخت كنارى مىآويختند و گرد آن مىچرخيدند ، پيامبر ( ص ) فرمود : اللّه اكبر ، اين سخن تو همانند سخن بنى اسرائيل به موسى است كه گفتند : براى ما خدايانى قرار ده چنان كه آنان خدايانى دارند ، مىخواهيد آيين‌هاى پيشينيان را زنده داريد ؟ » ، نيز با اين حديث كه « مردى يهودى به امام على ( ع ) گفت : شما پس از پيامبرتان پيش از آن كه خون او خشك شود ، اختلاف ورزيديد و چند دستگى پيش گرفتيد ، و امام به او پاسخ داد : و شما پيش از آن كه پايتان كه در گذر از دريا تر شده بود ، خشك شود به موسى گفتيد : براى ما خدايانى چون خدايان آنان بياور » . به هر روى چنان كه در آيهء « إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ » ديديم ، موسى در پاسخ به قوم خود گفت : به راستى كه شما مردمى نادانيد ، يعنى دربارهء خدا و آن چيزهايى كه بايد خدا را از آنها پيراسته بدانيد ، نادانيد و شناخت درستى نداريد . و به گفتهء زمخشرى : موسى ( ع ) چون چنان درخواستى از قوم خود شنيد ، شگفت‌زده شد كه چگونه اينان پس از آن همه نشانه‌ها و معجزه‌هاى آشكار چون شكافتن دريا ، هنوز خدا را نشناخته‌اند و چنين ياوه‌هايى مىگويند ، از اين روى آنان را نادان خواند و اين سخن خود را با تأكيد و تكيه همراه ساخت ، چرا كه نادانى از آنچه آنان كردند و گفتند ، بيشتر نمىشود ، گويا نادانى و ندانم‌كارى سرشت و سرنوشت ، و طينت و طبيعت آنان بوده است . و از اين روى به گفتهء ابو حيان توحيدى ، موسى نادانى آنان را با ساخت مضارع « تجهلون » بيان كرد و نه با ساخت ماضى « جهلتم » ، تا نشان دهد كه اين نادانى نه چيزى اتفاقى و مقطعى ، كه چيزى ذاتى و هميشگى است و گذشته و آينده نمىشناسد . « 2 » بارى به گفتهء سيد قطب ، هنوز چيزى از روزگارى كه اسرائيليان در سايهء سياه ستم فرعون و درباريان او مىزيستند ، نگذشته بود ؛ هنوز آزارهايى كه در آن فضا و فرهنگ بن‌پرستانه چشيده بودند ، تازه بود ؛ هنوز معجزه‌ها و نشانه‌هاى خدايشان كه به دست موسى ، پيشوا و

--> ( 1 ) . « قالَ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلهاً » ( سورهء اعراف ، آيهء 140 ) . ( 2 ) . الكشاف ، 2 / 150 ؛ تفسير البحر المحيط ، 4 / 378 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 74 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 47 .